خداوندا مرا دریاب...
خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم
تمام تن شدم زخمی ز تیغ هم قطارانم
خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری
از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری
هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا
در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا
هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان
ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان
همان هایی که می گفتند همیشه یار من هستند
به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستن
تمام تن شدم زخمی ز تیغ هم قطارانم
خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری
از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری
هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا
در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا
هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان
ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان
همان هایی که می گفتند همیشه یار من هستند
به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستن

+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر ۱۳۹۰ ساعت 0:23 توسط * مینا (هدهد) *
|


قبل از هر چي هر شعر و مطلبي كه با اسم *هدهد* نوشته ميشه از خودم هست و خوب يا بد كپي كردن بدون نام *هدهد* حلال نميكنم